دانلود فیلم

دانلود فيلم ایرانی نگین - قلب فیلم

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
یکشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۸
دانلود فیلم خارجی به نام پدر
دانلود فیلم خارجی به نام پدر

دانلود فیلم ایرانی نگین

دسته بندی : دانلود فیلم ، دانلود فیلم ایرانی تاریخ : جمعه ۲۱ تیر ۱۳۹۸

دانلود فیلم ایرانی به نام نگین

Download Film called Jewel

دانلود فیلم Jewel

دانلود فیلم با لینک مستقیم

دانلود فیلم ایرانی نگین

نام فیلم : نگین
ژانر : اجتماعی ، درام ،
کارگردان : اصغر هاشمی
نویسنده : اصغر هاشمی
بازیگران : گلچهره سجادیه ، مهناز افشار ، مهدی احمدی،بهناز جعفریف ، مهرانه مهین‌ترابی ، مجید مشیری ، معصومه تقی‌پور ، محسن قاضی‌مرادی
محصول کشور : ایران
سال تولید : ۱۳۸۰
زبان : فارسی
کیفیت : متوسط
خلاصه داستان :آذر در زندان مطلع می شود که دختر نوجوانش نگین از خانه فرار کرده. او از یکی از دوستانش بنام ندا که قبلاُ هم بندش بوده تقاضای کمک می کند تا دخترش را پیدا کند و او را به خانه برگرداند و آذر برای نجات دخترش، با دیدن یک اسلحه از زندان فرار می کند و با کمک ندا به دنبال نگین می رود، اما اثری از او نمی یابد سرانجام به وسیله نشانه ای که به خانه های فساد ختم می شود و…

«اصغر هاشمی» پس از ساخت فیلم هایی چون: «روزهای انتظار»، «در آرزوی ازدواج»، «زیر بام های شهر»، «دو همسفر»، «گروگان»، «زندگی» و «مهریه بی بی» که هر یک به نوعی در دسته آثار اکشن، طنز و یا ملودرام های خانوادگی جای می گیرند، هشتمین اثر خود را به فیلمی تلخ و سیاه اختصاص می دهد. او برای نخستین بار به طور جدی زنان را سوژه اصلی اثر واقع گرا و اجتماعی اش قرار می دهد و با لحنی انتقادی قصد دارد از نابسامانی های اجتماعی سخن بگوید.

فرار دختران از خانه، اعتیاد، قاچاق مواد مخدر، فساد و قاچاق دختران به کشورهای حاشیه خلیج فارس، از جمله دبی، موضوعاتی هستند که نگین حلقه این فیلم را می سازند. حوادثی از این دست، هر چند وقت یک بار، تیتر درشت روزنامه ها و بخش حوادث آن می باشد؛ ولی متأسفانه گاهی یادمان می رود که این مشکلات فردی و خانوادگی، جدای از مشکلات اجتماعی نیست. سرنوشت جامعه منفک از سرنوشت کوچک ترین عضو آن جامعه، یعنی فرد نیست. ضعف اخلاق تبدیل به یک ناهنجاری عمده شده است و هر از گاهی لازم است تا هنرمندی در قالب مثلاً سینما به اعضای این جامعه تلنگری بزند تا یادشان باشد که تمام مشکلات شخصی و خانوادگی افراد در جامعه منعکس شده و موجب ایجاد مسائل عمده ای برای دیگران می شود.

«هاشمی» از لایه های سطحی فساد و مشکلات به ظاهر کوچک شروع می کند و کم کم به لایه های درونی و عمیق فساد می رسد و به آدم هایی که شبکه کثیف قاچاق دختران را رهبری می کنند. بدون شک کارگردان، خود می داند که سوژه مناسبی را برای ساخت آخرین اثرش برگزیده است ولی گویا یادش نبوده که موضوع مناسب و داغ اجتماعی تنها در صورتی می تواند تأثیرگذار باشد که

پرداختی هنرمندانه و فوق العاده همراه آن باشد تا تماشاگر برای آدم های بدبخت فیلم دل بسوزاند و سپس به یاد یافتن راه حل مناسبی بیفتد و یا اینکه لااقل به گونه ای در اندیشه خشکاندن این منجلاب باشد.

«ندا» دختری است که پدر و مادرش از هم جدا شده اند و او به همین علت معتاد و سپس زندانی شده است. وی پس از گذراندن دوران محکومیت خویش، از آن جایی که از آن دسته از آدم های استثنایی است که پس از ترک اعتیاد و آزادی از زندان، با وجود آماده بودن شرایط، دیگر به اعتیاد روی نمی آورند و به راه راست هدایت می شوند! زندگی خوبی را شروع می کند. وی در یک شرکت کامپیوتری استخدام می شود و قرار است به زودی با رئیس آن شرکت ازدواج کند.

«آذر» دوست دوران زندان «ندا» به جرم قاچاق مواد مخدر به حبس ابد محکوم شده و شوهرش نیز در زندان اعدام شده است. «آذر» مطلع شده است که دختر ۱۷ ساله اش «نگین» به خاطر فرار از مشکلات خانواده اش و همچنین احساس حقارتی که در این مورد به او دست داده است، قصد دارد برای شروع یک زندگی جدید غیر اخلاقی به دبی برود.

از آن جایی که «آذر» همیشه در زندان دوست و حامی «ندا» بوده است، از او می خواهد که مانع رفتن دخترش به خارج از کشور شود. «ندا» نیز در آستانه ازدواج، خود را مسئول یافتن «نگین» می داند.

از سویی دیگر «آذر» که در فکر نجات دخترش است، در صحنه ای کاملاً تصنّعی با خودزنی و منتقل شدن به بیمارستان، از آنجا فرار می کند تا خود به جستجوی «نگین» بپردازد.

با پیوستن «آذر» به «ندا»، آن دو توسط «لاله» که از دوستان دوران تحصیل «نگین» بوده و حال از مدرسه اخراج شده است، «طلا سیاه» را می یابند. «طلا سیاه» زنی واسطه است که «نگین» را به باند قاچاق دختران فروخته است. این زن به آنها کمک می کند تا رئیس باند را که دختران فراری را به قاچاقچیان بین المللی می فروشد، پیدا کند. زن مذکور نیز عاقبت می گوید که «نگین» قرار است همراه با چند دختر دیگر با پاسپورت های قلابی به دبی بروند.

«آذر» به فرودگاه می رود و در آنجا با پنج زن روبه رو می شود که لباس عربی بر تن و روبند بر چهره دارند. «آذر»، دخترش را صدا می زند و یکی از روبندها کمی بالا می رود. مرد عرب که مانعی در این میان است توسط «آذر» که همیشه اسلحه ای به همراه دارد، به قتل می رسد و در نهایت با دخالت پلیس، خود «آذر» نیز کشته می شود.

البته تمهید زیبایی که «هاشمی» به کار گرفته است، قابل تقدیر است. از آن جایی که تصویر «نگین» به درستی برای تماشاگر مشخص نیست و از سویی دیگر دختری که در فرودگاه روبندش را کنار می زند، به تمامی برای مخاطب شناسایی نمی شود، مسئله جستجو و یافتن دختران فراری عمومیت پیدا می کند و این «نگین» تمثیلی می شود از تمام نگین هایی که قدم در راهی ناشناخته می گذارند و خانواده هر چند خلافکار آنها، در جستجوی شان می باشند.

شاید یافتن «نگین» از دید این فیلمساز، بهانه ای است برای جستجو و یافتن معصومیت گمشده نسل جوان؛ نسلی که هویت و اعتقادات دینی خویش را در میان زرق و برق دنیوی گم کرده است.

«آذر» که زنی خلافکار و خشن معرفی شده است، گاه چنان تحت تأثیر عواطف مادری، قرار می گیرد که برای نجات «نگین» و مبارزه با عملی غیر اخلاقی، باری دیگر به عملی غیر قانونی پناه می برد و از زندان می گریزد. لذا در انتهای اثر، مخاطب می ماند که بالاخره با این زن قانون گریز همذات پنداری پیدا کند و یا از اینکه خلافکاری به دست قانون کشته شده است، خوشحال باشد.

هر چند کارگردان می کوشد شبکه قاچاق را با وجود رئیس، معاون، واسطه، دلال و … به روشنی برای بیننده جا بیندازد؛ اما این کار، گاه به جای استفاده از تصویر و نمایشی کردن ماجرا و حوادث، به توضیحات و دیالوگ های شعاری در مورد دختران فراری بسنده می کند. مثلاً «طلا سیاه» به عنوان یک جامعه شناس شروع به سخنرانی می کند و به «آذر» می گوید او نیز می تواند مثل بقیه خانواده هایی که روی فرار دخترانشان سرپوش می گذارند، عمل کند. به نظر او شرایط زندگی «نگین» عوض نشده است و لذا برگرداندن او نفعی به حال هیچ کس ندارد.

از دید این زن که واسطه ای بیش نیست، همه تقصیرات متوجه والدینی است که عرصه را بر جوانانشان تنگ می کنند و موجب می شوند آنها برای فرار از مشکلات درون خانواده به سوی خانواده ای بزرگ تر بگریزند.

البته شاید نیمی از دخترانی که از خانه می گریزند می دانند که در خانه بزرگ اجتماع چه مشکلات بزرگ تری انتظار آنان را می کشند ولی تحت تأثیر تصمیمی آنی، به اشتباه خیال می کنند برای رهایی از ناملایمات فعلی خود، راهی جز پشت سر گذاشتن آنها ندارند. جوان امروز کمتر به مبارزه با مشکلات می اندیشد و اکثر اوقات سعی دارد که از روی مصایب و آلام خویش بپرد و یا آن را دور بزند.

اما آیا «نگین» و نگین های دیگری چون دختران سیاهپوش اثر «هاشمی» راه دیگری برای نجات خویش از مشکلات روزمره نمی یابند و می اندیشند که بهترین راه پناه بردن به فساد و ظاهرا غرق شدن در خوشی ها و مادیات است!

«نگین» که در شروع به اثری عاشقانه شباهت دارد و به روابط دوستانه «ندا» و نامزدش می پردازد، در اواسط تبدیل به اثری معمایی و جستجوگر می شود و در انتها به طرف فیلم پلیسی میل پیدا می کند و مادر «نگین» می کوشد تا به هر طریقی که شده مانع از سوار شدن دخترش به هواپیما شود.

نقطه اوج اثر بسیار نفس گیر است، هر چند که با توجه به آثاری از این دست، هیجان لازم را نیز ندارد. اما اگر بخواهیم در حیطه مسائل روان شناختی و جامعه شناسانه به این اثر توجه کنیم، باید بگوییم که کارگردان تمام سعی و تلاش خویش را مصروف کرده است تا فیلمی واقع گرا به مخاطبانشان ارائه دهد و دمی آنان را به تفکر در باره سرنوشت «نگین» وا دارد.

Likes0Dislikes1
چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
38 views مشاهده
برچسب ها

دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 5
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.


مطالب محبوب
تبلیغات متنی
دانلود آهنگ

دانلود آهنگ جدید ، متن آهنگ ، تکست آهنگ

http://text20.ir/